نمایش « فضایی و زمین » در خانه فرهنگ نور

نمایش شاد و موزیکال « فضایی و زمین » در سالن آمفی تئاتر خانه فرهنگ نور به روی صحنه می رود.
با توجه به ضرورت آموزش پیام های زیست محیطی به کودکان و آموزش قوانین زیست محیطی برای حفظ محیط زیست و زمین ، نمایش « فضایی و زمین » ویژه ی گروه سنی کودک و نوجوان در سالن آمفی تئاتر خانه فرهنگ نور اجرا می شود.
کارگردان این نمایش سیروس مهدی پور است که این نمایش را با هدف آشنایی کودکان با خطراتی که زمین را تهدید می کند و راه های نجات زمین از این خطرات به روی صحنه می برد.
این نمایش از تاریخ 26 دی تا 10 بهمن از ساعت 18 تا 19 ویژه عموم و صبح و بعداظهر ویژه مدارس همه روزه به جز روزهای تعطیل در سالن آمفی تئاتر خانه فرهنگ نور اجرا می شود.
لازم به ذکر است علاقه مندان برای تماشای نمایش می توانند در تاریخ فوق به خانهفرهنگ نور واقع درفلکهی دوم صادقیه، خیابانآیت ا... کاشانی ، بعد از پل ستاری مراجعه وجهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 8-44088707 تماس حاصل کنند.
برنامه های خانه فرهنگ نور در دی ماه
باز هم با برنامه های مختلف فرهنگی ، هنری، مذهبی در خدمت همهشما عزیزان هستیم.
برنامه های دی ماه خانه فرهنگ نور به شرح زیر برگزار می شه :
* نشست آیه های زندگی با حضور حاج آقا وحیدی ٢١ و ٢٧ دی ماه ساعت ١٠ * مراسم درس نینوا با حضور استاد نقال محسن میرزا علی
* کارگاه کودک عاشورایی با حضور کارشناس نقاشی خانم لیلا موحدی از ٢۵ تا ٣٠ دی ماه
در ضمن برنامهی اجرای نمایش کودک و همچنین نمایشگاه های هنری به صورت مستمر در حال برگزاری ست که برای اطلاع از جزئیات می توانید با شماره تلفن ۴۴٠٨٨٧٠٧ و ٨ تماس بگیرید.
واقعه ی دیر راهب

اکثر محدثین و مورخین شیعه و سنی در کتب خود این واقعه رابا کمی اختلاف نقل کرده اند که حاصل گفتار آنها چنین است:چون لشکر ابن زیاد ملعون در کنار دیر راهب منزل کرد، سر حضرت امام حسین (علیه السّلام) را در صندوق گذاشتند،
و به روایت قطب راوندی آن سر را بر نیزه کرده، دور او نشسته و از آن حراست می کردند.پاسی از شب را به شرب خمر مشغول، و شادی می کردند، آنگاه سفره ی غذا گستردند و مشغول غذا خوردن شدند، ناگاه دیدند دستی از دیوار دیر بیرون آمد و با قلمی از آهن این شعر را بر دیوار نوشت:*آیا امتی که حسین را کشتند شفاعت جدش را در روز قیامت امید دارند؟
به شدت ترسیدند و بعضی برخاسته که آن دست و قلم را بگیرند، که ناپدید شد. چون باز به کار خود مشغول شدند آن دست با قلم ظاهر شد و این شعر را نوشت:
*به خدا سوگند که از برای قاتلان حضرت حسین شفاعت کننده ای نخواهد بود، بلکه در قیامت در عذاب می باشند.باز بعضی بر خاستند که آن دست را بگیرند، ناپدید شد. چون به کار خود مشغول شدند دگر باره آن دست با قلم ظاهر شد و این شعر را نوشت:
*(چگونه ایشان شفاعت شوند) و حال آنکه حسین را به حکم جور شهید کردند و حکم آنها با حکم خدا مخالف بود.چون چنین دیدند، آن غذا بر آنان ناگوار شد و با ترس خوابیدند. نیمه شب صدایی به گوش راهب رسید، چون گوش داد ذکر تسبیح و تقدیس الهی شنید. برخاست و سر از پنجره ی دیر بیرون کرد، دید از صندوقی که در کنار دیوار نهاده اند نور عظیم به جانب آسمان بالا می رود، و از آسمان دسته دسته ملائک فرود می آیند و می گویند:«السلام علیک یا بن رسول الله! السلام علیک یا ابا عبدالله! صلوات الله و سلامه علیک»راهب چون این منظره را دید تعجب کرد و ترسید و تا صبح صبر نمود. چون سپیده ی دمید از دیر خود بیرون آمد، به میان لشکر رفته پرسید: بزرگ لشکر کیست؟ گفتند: خولی . نزد خولی آمد و پرسید: در این صندوق چیست؟ گفت: سر مرد خارجی است که ابن زیاد او را به قتل رسانیده.گفت: نامش چیست؟ گفت: حسین بن علی بن أبی طالب. گفت: نام مادرش؟ گفت: فاطمه زهرا دختر محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلّم).راهب گفت: هلاکت بر شما باد بر آنچه کردید، همانا احبار و علمای ما راست گفتند، که هر گاه این مرد کشته شود از آسمان خون می بارد، و جز در کشتن پیامبر و وصی او خون نبارد.اکنون از تو خواهش می کنم ساعتی این سر را به من دهید. آنگاه به شما رد کنم. گفت: ما این سر را بیرون نمی آوریم مگر نزد یزید، تا از وی جایزه بگیریم.راهب گفت: جایزه ی تو چیست؟ گفت: کیسه ای که ده هزار درهم در او باشد.گفت: این مبلغ را من نیز می دهم. راهب همیانی آورد که در او ده هزار در هم بود خولی آن را گرفت و آن سر مطهر را تا یک ساعت به راهب سپرد.راهب آن سر مبارک را به صومعه ی خویش برد و با گلاب شست، و با مشک و کافور خوشبو گردانید، و بر سجاده ی خویش گذاشت و بنالید و بگریست، و به آن سر منور می فرمود: یا ابا عبد الله! به خدا سوگند بر من گران است که در کربلا نبودم که جان خود را فدای تو کنم، یا ابا عبد الله !هر گاه جدت را ملاقات کردی گواهی بده که من شهادتین را گفتم، و در خدمت تو اسلام آوردم.آنگاه راهب مسلمان شد (و کسانی هم که با او بودند مسلمان شدند) و آن سر مقدس را بر گردانید.راهب بعد از این جریان از صومعه بیرون آمد، و در کوهستانی می زیست و به عبادت و پارسایی ادامه داد تا از دنیا رفت.لشکریان کوچ کردند، و نزدیک شام چون خواستند آن پولها را بین خود تقسیم کنند، همه سفال شده و بر یک طرف آن نوشته بود:«ولا تحسبن الله غافلا عما یعمل ال ظالمون»و بر طرف دیگر نوشته بود:«و سیلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون» . خولی گفت: این امر را کتمان کنید و استرجاع کرد و گفت:«خسر الدنیا و الا خره»،یعنی در دنیا و آخرت زیان کار شدیم.بعضی چنین نقل کرده اند: را هب به سر مقدس عرض کرد:ای سر سروران عالم! و ای مهتر مهتران! گمان دارم تو از کسانی باشی که خداوند در تورات و انجیل وصف آنان کرده، و فضیلت تأویل به تو عطا فرموده، و بزرگان سادات بنی آدم در دنیا و آخرت بر تو گریه و ندبه می کنند، می خواهم تو را به اسم و وصف بشناسم.
آن سر بزرگوار به سخن آمد و فرمود:«انا المظلوم، انا المهموم، اناالمغموم، انا الذی بسیف العدوان و الظلم قتلت، انا الذی بحرب اهل البغی ظلمت، انا الذی علی غیر جرم نهبت، انا الذی من الماء منعت، انا الذی عن الاهل و الاوطان بعدت»، آن نصرانی گفت: به خدا قسم ای سر! خود را بیشتر معرفی کن. آن سر فرمود:«انا ابن محمد المصطفی، انا ابن علی المرتضی، انا ابن فاطمه الزهراء، انا ابن خدیجه الکبری، انا ابن العروه الوثقی، انا شهید کربلا، انا قتیل کربلا، انا مظلوم کربلا، انا عطشان کربلا...»، چون شاگردان راهب این را دیدند گریستند، و زنارهارا پاره کردند، و در خدمت امام زین العابدین (علیه السّلام) آمده، مسلمان شدند...احتمال هم دارد این واقعه ی دیگری باشد.
منبع:پایگاه اطلاع رسانی موسسه جهانی سبطین
عظمت حر بن یزید ریاحی

شاه اسماعیل صفوی پس از تصرف بغداد، به کربلا آمد و در آنجا از برخی مردم شنید که از حر به دلیل اینکه به امام حسین علیه السلام اجازهی خروج از کربلا را نداده و باعث وقوع حادثه عاشورا شده بد میگویند.
شاه اسماعیل فرمان داد قبر او را نبش کنند. آنگاه بدن سالم او را دید که شبیه مردی بود که خفته باشد. دستمالی که امام حسین علیه السلام بر سر وی بسته بود، هنوز بر سرش بود. همین که دستمال را باز کردند، خون تازه روان شد و هرچه کردند با دستمال دیگری خون را بند بیاورند ممکن نشد.
با مشاهدهی عظمت حر، شاه اسماعیل دستور داد گنبد و بارگاهی برایش بنا کنند.
زنان در حادثه کربلا

پیرامون زنان در حادثه کربلا در دو محور سخن میتوان گفت: یکى آن که آنان چند نفر و چه کسانى بودند، دیگر آن که چه نقشى داشتند.
زنانى که در کربلا حضور داشتند، برخى از اولاد على(ع) بودند و برخى جز آنان، چه از بنى هاشم یا دیگران. زینب، ام کلثوم، فاطمه، صفیه، رقیه و ام هانى، از اولاد(ع) بودند، فاطمه و سکینه، دختران سید الشهدا (ع) بودند، رباب، عاتکه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقیل، فضه نوبیه، کنیز خاص امام حسین(ع) و مادر وهب بن عبد الله نیز از زنان حاضر در کربلا بودند (1)
پنج زن که از خیام حسینى به طرف دشمن بیرون آمدند، عبارت بودند از: کنیز مسلم بن عوسجه، ام وهب زن عبد الله کلبى، مادر عبد الله کلبى، مادر عمر بن جناده، زینب کبرى(س). زنى که در عاشورا شهید شد، مادر وهب بود، بانوى نمیریه قاسطیه، زن عبد الله بن عمیر کلبى که بر بالین شوهر آمد و از خدا آرزوى شهادت کرد و همان جا با عمود غلام شمر(ل) که بر سرش فرود آورد، کشته شد.
در عاشورا دو زن از فرط عصبیت و احساس، به حمایت از امام برخاستند و جنگیدند:
یکى مادر عبد الله بن عمر که پس از شهادت فرزند، با عمود خیمه به طرف دشمن روى کرد و امام او را برگرداند. دیگرى مادر عمرو بن جناده که پس از شهادت پسرش، سر او را گرفت و مردى را به وسیله آن کشت، سپس شمشیرى گرفت و با رجزخوانى به میدان رفت، که امام حسین(ع) او را به خیمه ها برگرداند(2)
دختر عمر (همسر زهیر بن قین) نیز در راه کربلا به اتفاق شوهرش به کاروان حسینى پیوست. زهیر بیشتر تحت تأثیر سخنان همسرش حسینى شد و به امام پیوست .رباب، دختر امرء القیس کلبى، همسر امام حسین(ع) نیز در کربلا حضور داشت، مادر سکینه و عبد الله.
زنى از قبیله بکر بن وائل نیز حضور داشت، که ابتدا با شوهرش در سپاه ابن سعد بود، ولى هنگام حمله سپاهیان کوفه به خیمه هاى اهل بیت، شمشیرى برداشت و رو به خیمه ها آمد و آل بکر بن وائل را به یارى طلبید.
زینب کبرى و امّ کلثوم (س)، دختران امیر المؤمنین(ع)، همچنین فاطمه دختر امام حسین (ع) نیز جزو اسیران بودند و در کوفه و... سخنرانی هاى افشاگرانه داشتند. مجموعه این بانوان، همراه کودکان خردسال، کاروان اسراى اهل بیت را تشکیل مى دادند که پس از شهادت امام و حمله سپاه کوفه به خیمه ها، ابتدا در صحرا متفرق شدند، سپس به صورت گروهى و اسیر به کوفه و از آنجا به شام فرستاده شدند.
پی نوشتها
1ـ زندگانى سید الشهدا، عمادزاده، ج 2،ص 124، به نقل از لهوف، کبریت احمر و انساب الأشراف .
2ـ همان،ص 236
جواد محدّثی
امیر کبیر و امام حسین(ع)

آیت الله اراکی فرمود:شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت :خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت : نه
با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟
جواب داد: هدیه مولایم حسین است!
گفتم چطور؟ با اشک گفت:
آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد.
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت:
به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.
منبع: سایت همت آنلاین به نقل از کتاب آخرین گفتارها
مسابقه فرهنگی بانوی کربلا

بی تردید یکی از مهم ترین عوامل تربیت و پرورش فضیلت های اخلاقی و نیز تثبیت و انتقال ارزش های فرهنگی و اعتقادی، استفاده از الگوهای مناسب است، چرا که الگو و سرمشق به لحاظ برخورداری از ویژگی های خاصی می تواند به روند حفظ و انتقال فضایل و آموزه های تربیتی سرعت بخشیده و به تعمیق و ماندگار شدن آن ها کمک نماید.
پرواضح است که واقعه عاشورا و حوادث پس از آن نقش بسیاری در حفظ ارزش های واقعی اسلام ناب محمدی و تشکیل حکومت های اسلامی پس از آن داشت که یکی از آن ها جمهوری اسلامی ایران است.
در این راستا کتابخانه شیخ فضل ا... نوری در ایام محرم الحرام اقدام به برگزاری مسابقه کتابخوانی بانوی کربلا حضرت زینب علیها السلام نموده است. شیر زنی که پا به پای سرور و سالار شهیدان، حضرت امام حسین (ع) در ظهر عاشورا با دشمنان اسلام جنگید و اسیر شد و پس از آن با خطبه های آتشین خود پایه های حکومت بنی امیه را فرو ریخت.
امام حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است

خدای من ! اشتیاق به شهود جمال و جلالت دارم و به خداوندی تو شهادت داده و به ربوبیت تو اقرار می کنم و اعتراف به رجوع به سوی تو می نمایم.
آن کس که اشتیاق به دیدار تو در نهادش نیست، از نفس خود بهره ای نخواهد برد. آن کس که میل و کششی به بارگاه تو ندارد، هیچ حقیقتی نتواند او را به خود جذب کند.
فرازی از دعای عرفه- امام حسین(ع)
خانه فرهنگ نور فرا رسیدن ماه محرم ، سالروز شهادت سالار شهیدان و آزادگان ، اما حسین (ع) و یاران باوفایش را به تمامی آزاد اندیشان جهان تسیلت می گوید.
در مسیر تندرستی قدم بردارید

کارگاه تغذیه " مسیر تندرستی " در خانه فرهنگ نور برگزار می شود.
با توجه به ضرورت آموزش در زمینه نحوه صحیح استفاده از مواد غذایی وآشنایی با خوراکی های مفید و سالم کارگاه مسیر تندرستی از سوی خانه فرهنگ نور برگزار می شود.
این کارگاه با حضور متخصص تغذیه آقای حیدر احمدی زارع ،با موضوع خواص میوه ها برگزار می شود.
این کارگاه در روز ٩ آذر ماه از ساعت ١٠ در سالن آمفی تئاتر خانه فرهنگ نور برگزار می شود.
لازم به ذکر است علاقه مندان می توانند جهت حضور در این کارگاه به خانه فرهنگ نور واقع در فلکهی دوم صادقیه، خیابانآیت ا... کاشانی ، بعد از پل ستاری ، جنب شهر کتاب مراجعه و یا جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن٨-۴۴٠٨٨٧٠٧ تماس حاصل کنند.
آیا نظم در بهبود روند زندگی تاثیر داره؟

جواب این سوال رو در کارگاه " نظم و زندگی " از سری کارگاه های روان شناسی خانه فرهنگ نور پیدا می کنید.
این کارگاه با حضور دکتر سعید بهزادی فر ، مشاور خانواده و روانشناس با هدف آموزش صحیح نظم و تاثیر آن در زندگی برگزار می شه.
زمان برگزاریه این کارگاه در روز سه شنبه 18 آبان ماه از ساعت 10 در سالن آمفی تئاتر خانه فرهنگ نور است.
لازم به ذکر است علاقه مندان جهت حضور در این کارگاه می تونن به خانه فرهنگ نور واقع در فلکهی دوم صادقیه، خیابانآیت ا... کاشانی ، بعد از پل ستاری ، جنب شهر کتاب مراجعه و یا جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن8-44088707 تماس بگیرن.
